اسمِ تو قشنگترین قصه برایِ گفتنه اسمِ تو قشنگترین قصه واسه شنفتنه
غنچه نجیب اسمِ تو روی باغ لبم بهترین غنچه لذت برای شكفتنه
لحظه طلایی نوازش گیسویِ تو مثلِ ناز دست توی خوابِ چمن كشیدنه
داغیِ وسوسه گرفتن دستایِ تو كوره بزرگِ خورشید رو توی خواب دیدنه

زیرِ نور خیس بارون مخمل سبز چشات جنگلِ جادویی دربدری هایِ منه
گیسویِ بلندِ تو كه شعری از رهاییه زنجیرِ سیاه موندن برایِ پای منه
صدایِ هق هق من میونِ تاریكی شب صدای شكستنِ صدایِ سرد مردنه
صدای دور شدنِ پای من ازكوچه تو آخرین حرف منه صدایِ جون سپردنه
تو چی هستی تو چی هستی كه تماشا كردنت مثل درِ آسمون و گشودنه
تو كی هستی تو كی هستی كه تمامِ لحظه های بی تو بودن مثلِ باتو بودنه
نوشته شده در شنبه 12 آذر 1384 و 08:12 ق.ظ توسط سناتور عاشق
ویرایش شده در شنبه 12 آذر 1384 و 09:12 ق.ظ
نظر ها []