مانده ام تنها خسته و غمگین
درون غم ها سر گردان و حیران
یاد تو امشب یه جوری آزارم می ده
مثل اون روزا که شکستی دلمو به خاطر کس دیگه
یادته عشق رو تو نگاه هم می دیدیم
شرم رو کنار می گذاشتیم و محو یکدیگه می شدیم
حالا دیگه حرفام برات مسخره شده
حالا اشکهام برات بیهوده شده
شکستن دلم برات خیلی عادی بود
غم تو چشام همش برات تکراری بود
آره،آره حتما شاید حق با تو باشه
یا شاید وفا کردن گناه باشه؟
نوشته شده در شنبه 20 اسفند 1384 و 09:03 ق.ظ توسط سناتور عاشق
ویرایش شده در - و -
نظر ها []